اهواز در آستانه بهار؛ از حاجی فیروز تا نوروزخوانی/ خانه‌تکانی و قالی‌های پهن‌شده بر بام‌ها؛ نماد پاکی و نو شدن

بازار اهواز در روزهای نوروزی حال و هوای خاصی داشت؛ بخش عمده آن در تسخیر بچه‌ها بود. خانواده‌ها برایشان لباس نو، کفش، اسباب‌بازی و شیرینی می‌خریدند و همین خریدها بازار را پرجنب‌وجوش می‌کرد.

مجتبی گهستونی روزنامه‌نگار و فعال میراث‌فرهنگی در یادداشتی نوشت: نوروز در اهواز و خوزستان تنها یک جشن نبود؛ آیینی بود که زندگی اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی مردم را دگرگون می‌کرد. روایت‌های گذشته نشان می‌دهد که این شهر با شور و صمیمیت به استقبال بهار می‌رفت و نوروز فرصتی برای همدلی و نزدیکی دل‌ها بود.  

دو هفته مانده به تحویل سال، حاجی فیروز با لباس سرخ و دایره‌زنگی در محلات می‌چرخید و شادی می‌آورد. گروه‌هایی نیز نوروزخوانی می‌کردند و شعرهای بهاری می‌خواندند.  

در آستانه نوروز چرخ فلک؛ وسیله‌ای ساده با دو صندلی که بچه‌ها با پرداخت یک ریال سوارش می‌شدند و شادی‌شان فضای کوچه‌ها را پر می‌کرد.  

خانواده‌ها یا قالی‌ها تکانی داشتند و یا می‌شستند و روی پشت‌بام یا در خیابان پهن می‌کردند؛ نمادی از پاکی و نو شدن.  

مردم شب‌ها روی پشت‌بام می‌خوابیدند و کودکان بی‌هراس در کوچه‌ها بازی می‌کردند.  

همسایه‌ها به هم سر می‌زدند و رسم بود که اگر خانواده‌ای غذایی مثل مرغ و خورشت درست می‌کرد، بخشی را برای همسایه‌ها می‌فرستاد. در روز تحویل سال، همه به خانه یکدیگر می‌رفتند، روبوسی می‌کردند و عید را تبریک می‌گفتند.  

شب عید، بچه‌ها یا جوان‌ها با ظرفی به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه خوراکی‌هایی مثل باقالی خُفته، بادام شور یا شکلات در ظرفشان می‌گذاشت و اینگونه بود که رسم قاشق زنی را برپا می‌کردند.‌

قلیه‌ماهی، باقالی و خورشت مرغ از سفره‌های نوروزی اهواز حذف نمی‌شدند.  

روزگاری نه چندان دور، مسافران در گوشه و کنار شهر اهواز پیکنیک برپا می‌کردند؛ پارک‌ها، حاشیه رودخانه و حتی میدان‌ها پر از خانواده‌هایی بود که بساط شادی و غذا را پهن می‌کردند.

قایق‌رانی در رودخانه کارون نیز در این ایام رونق می‌گرفت؛ مسافران، خانواده‌ها و جوانان با قایق‌های کوچک و بزرگ بر سطح آب می‌رفتند و کارون به صحنه‌ای از شور و نشاط نوروزی بدل می‌شد و گاهی ترانه‌های لب کارون و یا بلم ران زمزمه می‌شد.

بازار اهواز در روزهای نوروزی حال و هوای خاصی داشت؛ بخش عمده آن در تسخیر بچه‌ها بود. خانواده‌ها برایشان لباس نو، کفش، اسباب‌بازی و شیرینی می‌خریدند و همین خریدها بازار را پرجنب‌وجوش می‌کرد.  

اگرچه بسیاری از این آیین‌ها هنوز در گوشه و کنار خوزستان زنده‌اند، اما تغییر سبک زندگی، آپارتمان‌نشینی و فاصله گرفتن همسایه‌ها باعث شده بخشی از آن صمیمیت قدیمی کمرنگ شود. نوروز گذشته فرصتی برای دیدار و همدلی بود؛ امروز بیشتر به خرید آجیل و شکلات و سفرهای نوروزی محدود شده است.  

نوروز در اهواز و خوزستان تنها یک جشن نبود؛ آیینی بود که امنیت، صمیمیت و شادی را در زندگی روزمره مردم جاری می‌کرد. از حاجی فیروز و نوروزخوانی تا پیکنیک‌های خانوادگی و بازار پرهیاهوی بچه‌ها، همه یادآور روزگاری هستند که نوروز بهانه‌ای برای همدلی و نزدیکی دل‌ها بود.  

انتهای پیام/

کد خبر 1404120600408
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha